close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان مجازات شیرین

رمان سه مرجع دانلود رمان های بروز ایرانی و خارجی

دانلود رمان,رمان ایرانی,رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان طنز, دانلود رمان برای اندروید, دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید,دانلود رمان برای گوشی,رمان برای تبلت.

ورود به سايت رمان سه

loading...

دانلود رمان مجازات شیرین

دانلود رمان , دانلود رمان مجازات شیرین , دانلود رمان مجازات شیرین pdf , دانلود رمان مجازات شیرین اندروید , دانلود رمان مجازات شیرین ایفون

دانلود رمان زیبا مجازات شیرین

دانلود رمان مجازات شیرین

نوشته الف.میم.جیم

خلاصه:

رمان درباره دوشخصیت شیرین وبهداد هست شیرین دختری ازخانواده ی مذهبی است که به دلیل محدویت ازطرف خانواده نیاز مبرم به یک دوست احساس میکنه ودراین بین درچت روم به صورت اتفاقی بابهداد آشنا میشودبهداد پسری است ازیک خانواده متوسط که همراه مادرش زندگی میکند.
رابطه ی پنهانی آن دو شکل میگرد ودراوج وابستگی ازبلندی به پستی میرسدو…پایان خوش

 

قسمتی ازداستان:

خسته و کوفته ازمدرسه اومدم خونه وطبق همون روال همیشگی ،سریع رفتم سراغ کامپیوترکه بازم مثل همیشه صدای مامان دراومد
مامان-شیـــــرین بازنیومده رفتی سراغ اون کامپیوتر
پوف کلافه ای کشیدمو از اتاقم اومدم بیرون
-چیه مامان؟
مامان-این چه وضع حرف زدنه،جای سلام کردنته؟
-ببخشید خب، سلام الان راضی شدی؟
مامان-نخیر به جای بازی کردن بااون خونه بد کن لیاستوعوض کن بیاکمک من که خیلی کارداریم
-بازچه خبره مامان؟
-خدیجه خانم نذر کرده بود واسه قبولی جوادپسرش سفره بندازه طفلکی خونشون کوچیکه گفتم فردا بیادخونه ی مابندازه
-آخه مادرمن این چکاری بودکردی؟هفته که هفت روزه هفت روزشم شماخودت سفره میندازی دیگه چیکار به سفره خدیجه خانم داری؟
مامان-حرف نباشه تولازم نیست تواین چیزادخالت کنی مگه چی میشه یه ثوابیم میبریم بروسریع لباستو عوض کن بیا همیشه همینه مامان اندازه یه ارزنم واسه نظرمن ارزش قائل نیست انگارمن تواین خونه زندگی نمیکنم بی حوصله سمت اتاقم رفتم و توهمون حین صدای مامانوشنیدم که میگفت:دوباره نری سراغ اون کامپیوترا لفتتش نده زودبیا.ازحرص پاموکوبیدم زمینو دادازدم:باشــــــــه
تمام روزو یه کله کارکردم واوامرمامانو انجام دادم تقریبا همه چیو واسه فردا آماده کردم چون اصلا دلم نمیخواست خودم تومراسم حضورداشته باشم مامان خودش این اخلاقمو خوب میدونه وهمیشه سرزنشم میکنه بااین وجود تواین یه مورد مجبورم نمیکنه.
بالاخره یه وقت ازادگیر آوردمو نشستم پای کامپیوتر به محض بازکردن صفحه ی چت روم محبوبم یه پیام جلوم ظاهر شدو بازم ازطرف همون فرستنده ی همیشگی :بهداد
خیره به پیام روی صفحه براش تایپ کردم :میشه دقیقا بگی چی میخوای.



ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
محل تبلیغات شما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 8
  • آی پی امروز : 13
  • آی پی دیروز : 33
  • بازدید امروز : 149
  • باردید دیروز : 69
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 403
  • بازدید ماه : 1,813
  • بازدید سال : 4,337
  • بازدید کلی : 68,260