close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان شبیه نرگس
loading...

دانلود رمان شبیه نرگس

دانلود رمان , دانلود رمان شبیه نرگس , دانلود رمان شبیه نرگس pdf , دانلود رمان شبیه نرگس اندروید , دانلود رمان شبیه نرگس ایفون , دانلود رمان شبیه نرگس ایپد

دانلود رمان شبیه نرگس

دانلود رمان شبیه نرگس

نوشته طاهره

خلاصه ی رمان:
معصومه، دختری هنرمند و مستقل و دلسوز هست که در طول زندگیش زجر های زیادی کشیده.
نرگس و مسعود، زن و شوهر جوانی هستن که زندگی آروم و بی دغدغه ای دارن.
البته این آرامش با طوفانی بهم میریزه…
نقش اصلی داستان یعنی معصومه بده های این زندگی رو آباد میکنه و البته خودش هم به خوشبختی میرسه…پایان خوش

 

 

قسمتی از داستان:

تقه ای به در خورد.
نیما-نرگس؟
-بله؟
-بیا این ایمان با تو کار داره.
نرگس پوفی کرد و گفت:باشه
دست از نوشتن برداشت: اَه! آخه الان اومدی با من چی کار داری؟!
شال و چادر گلدارش را از روی آویز برداشت و سر کرد. حتی با این که باید زود بیرون می رفت ولی شالش را با گیره و مدلی خاصی روی سرش محکم کرد. دختری نبود که به وضع ظاهرش اهمیت ندهد. جلوی نامحرم آرایش نمی کرد ولی حداقلش هر بار شال یا روسری اش را با مدل خاصی سر می کرد. با دقت خودش را در آینه ی جیبی اش ورنداز کرد تا مطمئن شود که موهایش کاملاً زیر شال پنهان شده اند. آینه را روی میز گذاشت و سپس از اتاق بیرون رفت.
ایمان-بَه سلام دختر عمو
نرگس-سلام آقا…خوبی؟
-به مرحمت شما…تو خوبی؟
نیما-میگم شما توو دانشگاه وقت سلام و احوالپرسی نداشتین؟
نرگس چشم غره ای به او رفت و گفت: احوالپرسی شرط ادبه داداش گلم! در ضمن ایمان اصن امروز کلاس نداشت پس در نتیجه ندیدیم همدیگه رو.
نیما-قانع شدم!


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
محل تبلیغات شما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 8
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 23
  • بازدید امروز : 100
  • باردید دیروز : 94
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 100
  • بازدید ماه : 1,181
  • بازدید سال : 20,403
  • بازدید کلی : 79,460