close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان زیبای محکوم بی گناه

رمان سه مرجع دانلود رمان های بروز ایرانی و خارجی

دانلود رمان,رمان ایرانی,رمان جدید,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان طنز, دانلود رمان برای اندروید, دانلود رمان عاشقانه ایرانی جدید,دانلود رمان برای گوشی,رمان برای تبلت.

ورود به سايت رمان سه

loading...

دانلود رمان زیبای محکوم بی گناه

دانلود رمان , دانلود رمان محکوم بی گناه , دانلود رمان محکوم بی گناه pdf , دانلود رمان محکوم بی گناه اندروید , دانلود رمان محکوم بی گناه ایفون

دانلود رمان زیبای محکوم بی گناه

دانلود رمان محکوم بی گناه

نویسنده: غزاله

خلاصه:
این داستان یه گل داره
گل همیشه بهاری که این روزا پژمرده است چون محکومه
محکوم به هر***زه بودن ولی مگه گلا پاک نیستند
محکومه به تنهایی چون نخواستن که کنارش باشن
اما گل همیشه بهار داستان……بی گناهه
بی گناهی که گناهکار شناخته شده و محــــــــــــکـــــــــــوم به عــــــــــذابــــــــــــه…پایان خوش
مقدمه:
“سیلی واقعیت رو
درست اون وقتی می خوری
که وسط زیباترین رویا هستی
گاهی جلو آینه می ایستم
خودم را در آن میبینم
دست روی شانه هایش میگذارم
و میگویم: چه تحملی دارد…..
دلت……

 

 

قسمتی از داستان

-کجایی؟
-قبرستون
-قبرستون؟داری شوخی میکنی؟
دختره دیوونه اون جا چکار میکنی؟
کمی فکرکردم و تعمل……اینجا چکارمیکردم؟…..آها…..
-سوسن جون مرد
-چی؟……..درست حرف بزن بفهمم چی میگی؟……میشا؟
باحالتی عصبی که مدتها بود باهام همراه بود گفتم:
-دارم میگم سوسن جون مرد
پیرزنی که دوسال و نیم ازش مراقبت میکردم مُرد
الان هم به خاک سپردنش……بامن تصفیه حساب کردند و من الان بیکارم……همین
-باشه عزیزم……همون جا باش تا بیام دنبالت
-میخوام برم پیش ماهان…..بیااون جا
آهی کشید که دل من رو هم سوزوند،تارا تنها کسی بود که باورم کرد و میدونست چی کشیدم و میکشم ،وجودش برام یه نعمت بود
-باشه عزیزم مراقب خودت باش تا برسم
میشا خواهش میکنم خودت رو اذیت نکن……باشه عزیزم؟
-باشه فعلا
این باشه از همون باشه هایی بود که فقط برای ازسربازکردن تارا میگفتم.
به طرف خانه ابدی برادرم رفتم،همون برادری که رفت و خواهر بیچاره اش رو تنها گذاشت با گرگ هایی که آماده دریدنش بودند
باکسایی که به اصطلاح دوست و فامیل و خانواده بودند اما حرف یه بی وجود رو سند کردند و عَلَم کردند برسر دختری که ۲۳سال بزرگ کرده بودند،دختری که ۲۳ سال میشناختن و دیده بودند که هیچوقت دست از پاخطانکرد اما بازهم حرف بی وجود نامردی رو پذیرفتن و من شدم گناهکارترین……من پاک دیروز شدم هر****زه و ناپاک


ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
محل تبلیغات شما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 159
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 8
  • آی پی امروز : 14
  • آی پی دیروز : 31
  • بازدید امروز : 53
  • باردید دیروز : 73
  • گوگل امروز : 9
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 126
  • بازدید ماه : 1,717
  • بازدید سال : 8,535
  • بازدید کلی : 72,458